شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٢
و سبب اين همه فشار اين بودكه اولا: در آن ازمنه جمعيت شيعه كثرت و قدرتشان به حد قابل توجهى رسيده بود و اينكه شيعه به امامت قائلند براى همگان روشن و آفتابى شده بود و امامان شيعه نيز شناخته مىشدند و از اين روى مقام خلافت بيش از پيش ائمه را تحت مراقبت درآورده و از هر راه بود با نقشه هايى مرموز در محو و نابود كردن ايشان مىكوشيدند.
ثانيا: مقام خلافت پى برده بودكه خواص شيعه براى امام يازدهم فرزند معتقدند و طبق رواياتى كه از خود امام يازدهم و هم از پدرانش نقل مىكنند فرزند او را همان مهدى موعودى مىشناسند كه بهموجب اخبار متواتره از طرق عامه و خاصه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر داده بود [١] و او را امام دوازدهم مىدانند.
بدين سبب امام يازدهم بيشتر از ساير ائمه تحت مراقبت مقام خلافت درآمده بود و خليفه وقت تصميم قطعى گرفته بود كه به هر طريق باشد به داستان امامت شيعه خاتمه بخشد و در اين خانه را براى هميشه ببندد.
و از اين روى همين كه بيمارى امام يازدهم را به معتمد خليفه وقت گزارش دادند، طبيب نزد آن حضرت فرستاد و چندتن از معتمدان خود و چند نفر از قضات را به منزلش گماشت كه پيوسته ملازم وى و مراقب اوضاع داخلى منزل بوده باشند و پس از شهادت امام نيز خانه را تفتيش و توسط قابلهها و كنيزان آن حضرت را معاينه كردند و تا دو سال مأمورين آگاهى خليفه در خط پيدا كردن خلف آن حضرت مشغول فعاليت بودند تا به كلى نوميد شدند [٢].
[١] . ر. ك: صحيح ترمذى، ج ٩، باب ماجاء فى المهدى؛ صحيح ابىداود، ج ٢، كتاب المهدى؛ صحيح ابنماجه، ج ٢، باب خروج المهدى؛ ينابيع المودة؛ البيان فى اخبار صاحب الزمان، محمدبن يوسف شافعى؛ نور الابصار، شبلنجى؛ مشكوة المصابيح، محمدبن عبدالله خطيب؛ الصواعق المحرقة، ابنحجر؛ اسعاف الراغبين، محمد الصبان؛ فصول المهمة؛ صحيح مسلم؛ الغيبة، محمدبن ابراهيم نعمانى؛ كمالالدين، شيخ صدوق؛ اثبات الهداة، محمدبن حسن حر عاملى و بحارالانوار، مجلسى، ج ٥١ و ٥٢
[٢] . اصول كافى، ج ١، ص ٥٠٥ و ارشاد مفيد، ص ٣١٩