شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٣٤
از فرهنگ عارى بودند و بويى از مدنيت و حضارت نشنيده بودند و در زمينى بى آب و علف و هوايى سوزان با پستترين شرايط زندگى مىكردند و هر روز زير تسلط يكى از دول همجوار خود مىرفتند.
گذشته از اينها قرآن كريم از راه ديگر تحدى مىكند و آن اين است كه اين كتاب تدريجاً با شرايطى كاملًا مختلف و گوناگون از گرفتارى و آسودگى و جنگ و صلح و قدرت و ضعف و غير آنها در مدت بيست و سه سال نازل شده است اگر از جانب خدا نبود و ساخته و پرداخته بشر بود تناقض و تضاد بسيارى در آن پديد مىآمد و ناگزير آخر آن از اولش بهتر و مترقىتر بود چنانكه لازمه تكامل تدريجى بشر همين است و حال آنكه آيات مكى اين كتاب با آيات مدنى آن يكنواخت مىباشد و آخرش از اولش متفاوت نيست و كتابى است متشابه الاجزاء و در قدرت بيان حيرتانگيز خود به يك نسق [١].
معاد شناسى
١. انسان از روح و بدن مركب است.
٢. بحث در حقيقت روح از نظر ديگر.
٣. مرگ از نظر اسلام.
٤. برزخ.
٥. روز قيامت- رستاخيز.
[١] . چنانكه در سوره نساء، آيه ٨٢ مىفرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»؛ آيا در قرآن تدبر نمىكنند؟ و اگر از پيش غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مىيافتند