شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٦
ترتيب مشخصى راهى را مىپيمايد تا يك بوتهاى كامل داراى خوشههاى گندم مىشود و اگر يكى از دانههاى آن به زمين افتد باز مسير گذشته را آغاز كرده به سرانجام مىرساند. واگر هسته ميوهاى است در مهد زمين آغاز حركت نموده پوست را شكافته نوك سبزى مىدهد و راه منظم و مشخصى را پيموده بالاخره درختى برومند و سرسبزى باردار مىشود.
و اگر نطفه حيوانى است در ميان تخم يا در رحم مادر شروع به تكامل نموده راه مشخصى را كه ويژه همان حيوان نطفه ايست سير نموده فردى كامل از همان حيوان مىشود.
اين راه مشخص و سير منظم در هر يك از انواع آفرينش كه دراين جهان مشهودند برقرار و در سرشت همان نوع است و هرگز بوته سبز گندم كه از دانه شروع نموده به گوسفند يا بز يا فيل نمىرسد و هرگز حيوانى ماده كه از بز خود باردار گشته خوشه گندم يا درخت چنار نمىزايد حتى اگر نقصى در تركيب اعضاء يا درعمل طبيعى نوزادى پيدا شود؛ مثلا گوسفندى بى چشم يا بوته گندمى بى خوشه بهوجود آيد ما ترديد نمىكنيم كه به يك آفت و سبب مخالف مستند مىباشد.
نظم و ترتيب مداوم در تحول و تكون اشياء و اختصاص هر نوع از انواع آفرينش در تحول و تكامل خود به نظامى خاص براى متتبع كنجكاو غير قابل انكار مىباشد.
از اين نظريه روشن دو مسئله ديگر مىتوان نتيجه گرفت:
١- در ميان مراحل كه نوعى از انواع آفرينش از آغاز پيدايش تاانجام آن مىپيمايد يك اتصال و ارتباطى برقرار است مانند اينكه نوع نامبرده در هر يك از مراحل تحول و تكون خود از پشت سر دفع و از پيش رو جذب مىشود.
٢. نظر به اتصال و ارتباط نامبرده آخرين مرحله سير هر نوع از آغاز پيدايش مطلوب و مورد توجه تكوينى همان پديده نوعى است چنانكه مغز گردويى كه در زير خاك نوكى سبز مىدهد از همان وقت متوجه يك درخت برومند گردويى است و