شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٣
بدون تخلف جارى است.
قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را قدر ناميده و به خداى متعال كه سرچشمه آفرينش مىباشد نسبت داده است چنانكه مىفرمايد: «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» [١] و مىفرمايد: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» [٢]
و چنانكه بهموجب قضاى الهى هر پديده و حادثهاى كه در نظام آفرينش جاى مىگيرد ضرورى الوجود و غير قابل اجتناب است. همچنين بهموجب قدر هر پديده و حادثهاى كه بهوجود مىآيد از اندازهاى كه از جانب خدا برايش معين شده هرگز كمترين تخلف و تعدى نخواهد نمود.
انسان و اختيار
فعلى كه انسان انجام مىدهد يكى از پديدههاى جهان آفرينش است و پيدايش آن مانند ساير پديدههاى جهان بستگى كامل به علت دارد و نظر به اينكه انسان جزء جهان آفرينش و ارتباط وجودى با اجزاى ديگر جهان دارد، اجزاى ديگر را در فعل وى بىاثر نمىتوان دانست.
مثلا لقمه نانى كه انسان مىخورد، براى انجام اين فعل چنانكه وسايل دست و پا و دهان و علم و قدرت و اراده لازم است وجود نان در خارج و در دسترس بودن و مانع نداشتن و شرايط ديگر زمانى و مكانى براى انجام عمل لازم است كه با نبودن يكى از آنها فعل غير مقدور است و با تحقق همه آنها (تحقق علت تامه) تحقق فعل ضرورى است.
و چنانكه گذشت ضرورى بودن فعل نسبت به مجموع اجزاى علت تامه منافات
[١] . قمر، آيه ٤٩
[٢] . حجر، آيه ٢١. امام ششم عليه السلام مىفرمايد: «خداىتعالى وقتىكه چيزى را اراده كرد مقدر مىكند و وقتىكه تقدير كرد قضا مىكند و وقتىكه قضا كرد امضا (اجرا) مىكند». «بحارالانوار، (چاپ كمپانى)، ج ٣، ص ٣٤»