شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٨
وجودى بيشترى به آن مىدهند چنانكه از مقايسه يك موجود زنده مانند انسان با يك موجود بى روح مانند سنگ، روشن است.
بى شك اين كمالات را خدا آفريده و داده است و اگر خودش آنها را نداشت به ديگران نمىبخشيد و تكميل شان نمىكرد واز اين رو به قضاوت عقل سليم بايد گفت خداى آفرينش علم دارد قدرت دارد وهر كمال واقعى را دارد.
گذشته از اينكه چنانكه گذشت آثار علم و قدرت و در نتيجه آثار حيات از نظام آفرينش پيدا است.
ولى نظر به اينكه ذات خداوندى نامحدود ونامتناهى است اين كمالات كه در صورت صفات براى وى اثبات مىشوند درحقيقت عين ذات و همچنين عين يكديگر مىباشند [١] و مغايرتى كه ميان ذات و صفات و همچنين در ميان خود صفات ديده مىشود تنها درمرحله مفهوم است و به حسب حقيقت جز يك واحد غير قابل تقسيم در ميان نيست.
اسلام براى جلوگيرى از اين اشتباه ناروا (تحديدات به واسطه توصيف يا نفى اصل كمال) عقيده پيروان خود را در ميان نفى و اثبات نگه مىدارد [٢] و دستور مىدهد اينگونه اعتقاد كنند كه: خدا علم دارد نه مانند علم ديگران. قدرت دارد نه مانند قدرت
[١] . امام ششم مىفرمايد: خدا هستى ثابت دارد و علم او خود اوست؛ در حالىكه معلومى نبود و سمع او خوداوست در حالىكه مسموعى نبود و بصر او خود او بود در حالىكه مبصرى نبود و قدرت او خود او بود در حالىكه مقدورى نبود» «بحارالانوار، ج ٢، ص ١٢٥». و اخبار اهل بيت در اين مسائل از شماره بيرون است به نهجالبلاغه و توحيد و عيون و بحار، ج ٢ مراجعه شود
[٢] . امام پنجم و ششم و هشتم عليهم السلام مىفرمايند: خداى تعالى نورى است كه با ظلمت مخلوط نيست وعلمى است كهجهل در آن نيست وحياتى است كه مرگ در آن نيست «بحارالانوار، ج ٢، ص ١٢٩». امام هشتم عليه السلام مىفرمايد: مردم در صفات سه مذهب دارند گروهى صفات را به خدا اثبات مىكنند با تشبيه به ديگران و گروهى صفات را نفى مىكنند و راه حق مذهب سوم و آن اثبات صفات است با نفى تشبيه به ديگران. «بحارالانوار، ج ٢، ص ٩٤»