شيعه در اسلام - ط جديد - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٥
يك از اين پديدهها و محيطهاى كوچك و بزرگ جهان براى خود پيش از پيدايش نظامى برگزيده و راه و رسمى انتخاب كرده و پس از پيدايش، آن را به موقع اجرا مىگذارد؟
يا اين جهان با وحدت و اتصال كاملى كه دارد و يكواحد بيش نيست ساخته و پرداخته سببهاى متعدد و مختلف مىباشد، با دستورهاى گوناگون گردش مىكند؟
البته فردى كه هر حادثه و پديدهاى را به علت و سببى نسبت مىدهد و گاهى براى پيدا كردن سببى مجهول روزگارها با بحث و كوشش مىگذراند و دنبال پيروزى علمى مىگردد فردى كه با مشاهده چند آجر كه با نظم و ترتيب روى هم چيده شده نسبت آنرا به يك علم و قدرتى مىدهد و اتفاق و تصادف را نفى كرده بهوجود نقشه و هدفى قضاوت مىنمايد هرگز حاضر نخواهد شد جهان را بى سبب پيدايش، يا نظام جهان را اتفاقى و تصادفى فرض كند.
پس جهان با نظامى كه در آن حكومت مىكند آفريده آفريدگار بزرگى است كه با علم و قدرت بى پايان خود آن را بهوجود آورده و به سوى هدفى سوق مىدهد و اسباب جزئيه كه حوادث جزئيه را در جهان بهوجود مىآورند همه بالاخره به او منتهى مىشوند و از هر سوى تحت تسخير وتدبير وى مىباشند هر چيزى در هستى خود نيازمند به اوست واو به چيزى نيازمند نيست و از هيچ علت و شرطى سرچشمه نمىگيرد.
خاتمه فصل
وحدانيت خدا
هر واقعيتى را از واقعيتهاى جهان فرض كنيم واقعيتى است محدود يعنى بنا به فرض و تقديرى (فرض وجود سبب و شرط) هستى را دارا است و بنا به فرض و