قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠١
١٤. وسائل زندگى را بطور فراخ براى او آماده كردم.
وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ روم: ٤٤. آنانكه كار نيك ميكنند براى خود پاداش آماده ميكنند.
مهل: آرامى، عجله نكردن.
«مهل فى عمله مهلا: عمله بالسّكينة و الرّفق و لم يعجّل» تمهيل و امهال بمعنى مهلت دادن است.
فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً طارق: ١٧. بكفّار مهلت بده مهلت كمى دربارهشان عجله نكن، منتظر تدبير خدا و جريان امر خدا باش مثل فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا مريم: ٨٤. «رويد» بمعنى قليل است طبرسى و زمخشرى گفتهاند آمدن دو فعل براى تأكيد و تبديل فعل براى دفع تكرار است.
بنظر الميزان تمهيل براى تدريج و امهال مقيد دفعى بودن است و لذا امهال با رويدا مقيد شده يعنى امهال توأم با قلّت است كه بلافاصله عذاب ميرسد (ترجمه آزاد) پس منتظر باش و عجله نكن و چون وعده فرا رسيد فقط كمى درنگ كن.
مُهْل: وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ كهف: ٢٩.
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ. طَعامُ الْأَثِيمِ. كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ دخان: ٤٥. يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ معارج: ٨.
اين لفظ سه بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است آنرا ته مانده روغن زيتون، آهن و مس مذاب و غيره گفتهاند، ظاهرا مراد از آن در آيات فلزّ مذاب است يعنى: روزى كه آسمان همچون مس گداخته شود.
مهما: وَ قالُوا مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ اعراف: ١٣٢. «مهما» اسم شرط است و جزم ميدهد و بقولى حرف است يعنى هر وقت كه آيهاى بياورى كه ما را با آن سحر كنى، بتو ايمان نخواهيم آورد. طبرسى آنرا «اىّ شىء» معنى كرده و از خليل نقل ميكند كه اصلش «ما» است در موقع افزودن «ما» ديگرى