قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٥
بموجب اخبار، واقعيّت غيبت همين است و در آخرت نيز بهمان شكل مجسّم خواهد شد در مستدرك كتاب حجّ باب غيبت از قطب راوندى نقل شده: رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در شب معراج قومى را ديد كه جيفهها ميخورند فرمود:
اى جبرئيل اينها كدام كسانند؟ گفت:
آنانكه گوشتهاى مردم را ميخورند.
در مجمع و جوامع الجامع روايت شده:
ابو بكر و عمر، سلمان را محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرستادند تا طعامى بياورد حضرت بخازنش اسامه حواله كرد، اسامه گفت: چيزى در اختيار من نيست.
سلمان پيش آندو برگشت، گفتند:
اسامه بخل كرده و اگر سلمان را بچاه پر آبى بفرستيم آبش فرو رود. چون ابو بكر و عمر نزد آنحضرت آمدند فرمود: چرا سبزى گوشت را در دهان شما مىبينم؟ گفتند: يا رسول اللّه ما امروز گوشت نخوردهايم! فرمود:
گوشت سلمان و اسامه را ميخورديد پس آيه فوق نازل شد.
نظير اين روايت بدو طريق از درّ منثور در الميزان نقل شده است.
لحن: وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ ... محمد: ٣٠.
لحن دو جور است يكى آنكه ظاهر كلام را از قاعده آن برگردانيم و غلط ادا كنيم اين مذموم و اغلب مراد از لحن همين است ديگرى آنكه آنرا بكنايه و تعريض و فحوى بگوئيم و اين در نزد اكثر ادباء ممدوح است (راغب). كلام مجمع نيز قريب باين مضمون است.
مراد از لَحْنِ الْقَوْلِ در آيه وجه دوّم است يعنى: اگر ميخواستيم مريض القلبها را بتو نشان ميداديم و با علامتشان آنها را ميشناختى و حتما آنها را در آهنگ و طرز قولشان خواهى شناخت. اين كلمه فقط يكبار در قرآن يافته است.
لحية: ريش. قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي طه: ٩٤. پسر مادرم ريش و سر مرا مگير، آن كلام هارون است نسبت بموسى عليه السّلام در لغت آمده