قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٣
وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ قصص: ٨٠. تفهيم نميشوند آنرا مگر صابران ياد داده نميشوند آن را مگر خويشتن داران. يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً فرقان: ٧٥. روبرو ميشوند در آن با تحيّت و سلام.
الْقاء: انداختن هر چيز است به محليكه مىبينى آنگاه در عرف بهر انداختن اسم شده است (راغب).
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ اعراف: ١٠٧. فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ يوسف: ٩٦. كه در هر دو مطلق انداختن است و در وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مائده: ٦٤. القاء معنوى مراد است.
تَلَقّى: بمعنى تفهّم و اخذ است «تلقّيت منه» يعنى از او اخذ و قبول كردم (مجمع) در اقرب الموارد آمده «تلقّى الشّىء: تلقّنه» يعنى آن را فهميد فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ بقره: ٣٧. آدم از پروردگارش كلماتى اخذ كرد و خدا بآدم توبه نمود. إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ نور: ١٥. آنگاه كه افك را بزبان اخذ ميكرديد و زبان بزبان ميگردانديد.
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ق: ١٧. آنگاه كه دو اخذ كننده و فهمنده اخذ ميكنند اعمال را كه در راست و چپ انسان نشستهاند ظاهرا مراد از قعيد پيوسته بودن آنهاست بموجب روايات يكى نويسنده اعمال نيك و ديگرى نويسنده اعمال بد است.
وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ هذا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ انبياء: ١٠٣. مىپذيرند آنها را ملائكه و گويند: اين روز شماست كه وعده داده ميشديد.
الْتِقاء: ملاقات دو شىء است همديگر را مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ رحمن: ١٩. قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا آل عمران: ١٣.
لِقاءُ اللّه: گفتهاند لقاء اللّه بمعنى