قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٢٩
بهمين درد مبتلا بودند وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ بقره: ١٤٦.
٢- حسد. اين صفت زشت نيز مانند خود بينى شخص را دانسته مرتكب كفر و گناه ميكند چنانكه در قضيّه حضرت يوسف عليه السّلام كه برادرانش باو حسد ورزيدند و جريان كشتن پسر آدم برادر خويش است (مائده:
٢٧ ببعد) در آياتيكه راجع باختلاف اهل كتاب و انكار اسلام، نازل شده كلمه «بَغْياً» بيشتر بچشم ميخورد كه بغى و حسد آنها را واداشته تا دانسته اختلاف كنند و حق را انكار نمايند.
وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ شورى: ١٤.
ايضا جاثية: ١٧، بقره: ٢١٣، آل عمران: ١٩، يونس: ٩٠.
٣- حرص. طمع و حرص صفت مذمومى است كه شخص را دانسته و از روى علم بگناه واميدارد مثل حرص آدم بخوردن از شجره منهيّه.
بيشتر اهل ايمان را سبب گناه همين حرص و طمع و عدم قناعت است از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام منقول است:
«هَلَاكُ النَّاسِ فِي ثَلَاثٍ: الْكِبْرُ وَ الْحَسَدُ وَ الْحِرْصُ. فَالْكِبْرُ هَلَاكُ الدِّينِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِيسُ. وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِيلُ هَابِيلَ».
كافر و تارك عمل
در آيات قرآن بتارك عمل كافر اطلاق شده است مثل تارك حجّ كه در باره آن آمده: وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ آل عمران: ٩٧.
در باره اهل كتاب آمده: خونهاى خويش را مىريزيد و عدهايرا از ديار خويش ميرانيد و ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ بقره: ٨٥.
در كافى باب وجوه الكفر روايتى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه كفر را به پنج قسمت تقسيم كرده و فرموده: كفر در كتاب خدا بر پنج وجه است: كفر جحود و آن دو قسم است انكار ربوبيت و انكار حق بعد از علم. سوم كفران نعمت. چهارم