قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٤
ل
لام: حرف بيست و سوّم از الفباى عربى و حرف بيست و هفتم از الفباى فارسى است.
لام سه قسم است: اوّل عامل جرّ، دوّم عامل جزم، سوّم لام غير عامل.
لام جرّ اگر مدخولش ضمير نباشد پيوسته مكسور باشد مثل «الحمد لِلَّهِ.
العزّة للّه» مگر در مناداى مستغاث مقرون به ياء كه در آن مفتوح باشد مثل «يا للّه» و اگر مدخولش ضمير باشد پيوسته مفتوح آيد نحو لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ بقره: ١٣٩. مگر با ياء متكلّم كه مكسور آيد مثل وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي يس: ٢٢.
از براى لام جرّ بيست و دو معنى ذكر كردهاند از قبيل: استحقاق، اختصاص، ملك، تمليك، تعليل، تأكيد نفى، و ...
لام عامل جزم همان لام امر غايب است و مكسور ميباشد، ساكن بودن آن بعد از واو و فاء بيشتر از با حركت بودن است مثل فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي بقره: ١٨٦. گاهى بعد از ثمّ ساكن آيد مثل ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ حجّ:
٢٩.
و مثال آن از قرآن كه مكسور باشد نحو وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ حجّ: ٢٩. كه در هر دو مكسور است.
لام غير عامل پيوسته مفتوح و هفت قسم است.
١- لام ابتداء فائدهاش تأكيد و تخليص مضارع از براى حال است مثل وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ نحل: ١٢٤. و مثل إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ ابراهيم: ٣٩.
٢- لام زايده در چند محلّ آيد از جمله در خبر مبتداء مثل
«ام الحليس