قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٦
در آيات ليل و شمس موصول است يعنى «و السّماء و الّذى بناها» زمخشرى اضافه كرده علّت نيامدن «من» آنست كه «ما» دلالت بر وصف دارد يعنى:
«و السّماء و القادر العظيم الّذى بناها» بقولى آمدن «ما» براى تفخيم و تعجيب است.
راغب گفته: بقول بعضى از نحويها «ما» گاهى به اشخاص ناطق (أولو العقل) اطلاق ميشود مثل إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ و اينكه از قتاده نقل شده كه «ما» در سوره ليل و شمس مصدرى است و تقدير «وَ السَّماءِ وَ بَنائِها وَ الارْضِ وَ طَحْوها» است درست نيست زيرا فاعل «فَأَلْهَمَها» راجع است به «ما» و در آنصورت مصدر بودن درست نيست چنانكه در كشّاف گفته است.
نگارنده قول طبرسى و زمخشرى را اختيار ميكنم.
مِائَة: صد. فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ بقره: ٢٥٩. خدا او را صد سال بميراند الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ نور: ٢. زن زنا دهنده و مرد زنا كننده بهر يك صد تازيانه بزنيد.
متاع: در مفردات ميگويد: متوع بمعنى امتداد و ارتفاع است گويند:
«متع النّهار و متع النّبات» يعنى روز بلند شد و علف بلند گرديد ... متاع بمعنى انتفاع ممتدّ الوقت است گويند: «متّعه اللّه بكذا و امتعه و تمتّع به» و نيز گويد:
آنچه در خانه از آن استفاده برند متاع گويند و باز گويد: هر آنچه از آن بر وجهى بهره برده شود متاع و متعه است.
در مجمع ذيل آيه وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ بقره: ٣٦.
فرموده: متاع، تمتّع، متعه و تلذّذ متقارب المعنىاند و هر چه از آن لذت بردى متاع است.
على هذا متاع هم مصدر است و هم اسم و هر چه از مال دنيا مورد بهره قرار گيرد متاع است.
در آيه فوق بهتر است آن مصدر و بمعنى انتفاع باشد. در آيه وَ تَرَكْنا