قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٤
مستور ميگردد وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّساءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ بقره: ٢٣٥. هر دو آيه در باره مستور در نفس است.
وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً نحل: ٨١. اكنان غارها و گودالهائى است كه انسان با پناه بردن بآنها از باد و باران و حيوانات محفوظ مانده و بهرههاى ديگر از آنها مىبرد.
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ (أَكِنَّةً) أَنْ يَفْقَهُوهُ انعام: ٢٥. اكنّه جمع كنّ است بمعنى ظرف و غلاف و آنچه چيزى در آن مستور ميشود يعنى بر قلوب آنها پرده و سرپوشها قرار داديم از اينكه قرآن را بفهمند.
وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ. كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ صافات: ٤٨ و ٤٩. مكنون بقول طبرسى بمعنى محفوظ از هر شىء است: در نزد اهل بهشت زنانى است سيمين تن درشت چشم گوئى تخم نهفته و محفوظند تخم تا در زير مرغ است سفيد برّاق و با صفا است در وصف غلمان و خدمتكاران بهشتى آمده: كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ طور: ٢٤. گوئى مرواريد مستور و نهفتهاند وَ حُورٌ عِينٌ. كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ واقعة: ٢٢ و ٢٣.
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ. فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ واقعة: ٧٧ و ٧٨. ظاهرا مراد از كتاب مكنون امّ الكتاب است كه قرآن از آن نازل گرديده وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ زخرف: ٤.
كهف: غار وسيع. و اگر كوچك باشد بآن غار گويند نه كهف. چنانكه در قاموس و مجمع است ولى راغب آنرا مطلق غار گفته است در عبارت صحاح، قاموس، مصباح و اقرب قيد «المنقور» ذكر شده يعنى غار كنده شده. از اين بنظر ميايد كه كهف غار طبيعى نيست. اين لفظ شش بار در قرآن مجيد آمده و همه در سوره كهفند.
اصحاب كهف
داستان اصحاب كهف در قرآن ماجراى چند نفر جوان موحّد است كه نور ايمان در قلبشان تابيده و از