قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٤
النَّاسَ إِلْحافاً بقره: ٢٧٣. الحاف بمعنى اصرار و الحاح در سؤال است «الحف السّائل: الحّ» راغب گفته:
اصل آن از لحاف و بطور استعاره گفتهاند «الحف شاربه» يعنى در چيدن و زدن شاربش افراط ورزيد. معنى آيه: آنها را از علامتشان و قيافه شان ميشناسى از مردم چيزى باصرار نميخواهند. اين كلمه تنها يكبار در قرآن آمده است.
لحق: لحق و لحاق بمعنى ادراك و رسيدن است «لحقه و لحق به لحقا و لحاقا: ادركه» لحوق بمعنى ملازمت و لحاق بمعنى ادراك مناسب است، الحاق لازم و متعدّى هر دو آمده است.
وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ جمعه: ٣. و ديگران را از آنها كه هنوز بآنها لاحق نشدهاند، اوست توانا حكيم.
تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ يوسف: ١٠١. الحاق در اينجا متعدّى است قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكاءَ كَلَّا ... سباء: ٢٧. «شُرَكاءَ» حال است از مفعول محذوف «أَلْحَقْتُمْ» يعنى: بمن نشان دهيد آنانرا كه بوصف شريك، بخدا چسبانديد نه چنين نيست.
لحم: گوشت. وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا فاطر: ١٢. و از هر دو گوشت تازه ميخوريد. جمع آن لحوم است لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها حجّ: ٣٧. و نيز لحام و لحمان آمده ولى در قرآن يافته نيست. از جمله گوشتهاى حرام در قرآن گوشت خوك است إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ ... نحل: ١١٥.
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً ...
حجرات: ١٢. در اين آيه روشن شده كه غيبت بحكم خوردن گوشت مرده برادر است، تشبيه بمرده ظاهرا از جهت غياب طرف و تشبيه بخوردن گوشتش بنظر ميايد براى آنست كه احترام مغتاب و مورد اطمينان بودنش را از بين مىبرد گوئى گوشت او را خورده و فقط استخوان را از او باقى گذاشته است.