قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥١
تامّ خدا بر خلق است پس قيّوم يعنى قائم بتدبير خلق. گويند «قام بالامر:
تولّاه» يعنى بامر مباشرت كرد، در جوامع الجامع فرموده: «الدّائم القيام بتدبير الخلق و حفظهم» و در مجمع آمده: «القائم بتدبير خلقه من انشائهم ابتداء و ايصال ارزاقهم اليهم» صدوق در توحيد فرموده: آن از «قمت بالشّىء» يعنى باصلاح و بتدبير و حفظ شىء برخاستم، ميباشد.
چنانكه آيه أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ ... رعد: ٣٣.
از قيمومت و تدبير خدا نسبت باعمال خبر ميدهد. خداوند اعمال مردم را تدبير ميكند آنها را بصحائف اعمال وارد كرده و مبدّل بثوابها و عقابهاى دنيا و آخرت نموده و بصورت ضلالت، هدايت، بهشت، جهنّم، شادى و غصّه در مياورد.
قوّام: مبالغه قائم است يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ نساء: ١٣٥. قوّام بالقسط كسى است كه دائما قائم بعدالت باشد «شُهَداءَ» حال است از ضمير «قَوَّامِينَ» و ممكن است خبر بعد از خبر باشد براى «كُونُوا» چنانكه در مجمع گفته است.
بنظرم خبر بعد از خبر بهتر است و آمدن «شُهَداءَ» ميفهماند كه «قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ» مقدّمه آن است يعنى اى اهل ايمان پيوسته قيام بعدالت كنيد و براى خدا و حق، اداى شهادت دهيد هر چند بضرر خودتان باشد ... بعضى قوّام را بهترين و كاملترين قيام كننده گفتهاند.
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ ... نساء: ٣٤.
مراد از قوّام در آيه قيّم و قائم بامر و سرپرست است لذا در اقرب الموارد امير را از معانى آن شمرده و در مجمع گفته: گويند رجل قيّم و قيّام و قوّام و آن براى مبالغه و تكثير است.
آيه فوق سه مطلب را روشن ميكند: