قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٧
و عاصم آنرا بكسر لام و ديگران بفتح آن خواندهاند. بنا بر قرائت فتح احتمال دارد مفعول فعل محذوف باشد يعنى:
«و اذكر قيله يا ربّ ...» كشاف بواسطه كثرت فصل عطف را خوب نميداند و حرف قسم و غيره مقدر ميكند.
و اللّه العالم.
قيام: معناى اوّلى قيام را در قاموس و غيره برخاستن ضدّ نشستن گفتهاند ولى معانى مختلف و اقسامى دارد كه ذيلا بررسى ميشود:
١- برخاستن. مثل أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ نمل: ٣٩.
پيش از آنكه از جايت برخيزى من تخت را پيش تو مياورم.
٢- توقف. كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَ إِذا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قامُوا بقره:
٢٠. هر وقت روشن شد در نور آن ميروند و چون تاريك گرديد ميايستند و توقف ميكنند.
٣- ثبوت و دوام وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ روم:
٢٥. مراد از قيام آسمان و زمين پيوسته بودن نظم جارى در آنهاست در مجمع فرموده: معناى قيام ثبات و دوام است. و آن ايستادنى است كه تا خدا نخواسته نشستن ندارد.
٤- عزم و اراده. راغب در آيه إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ ... مائده: ٦. آنرا عزم و اراده گفته، زمخشرى در وجه آن گفته: چون فعل مسبّب از اراده و قدرت است لذا مسبّب در مقام سبب قرار گرفته. طبرسى فرموده: در اينجا اراده حذف شده و تقدير چنين است «إِذَا أَرَدْتُمُ الْقِيامَ إِلَى الصَّلوةِ» ايضا در آيه وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ نساء: ١٠٢. نگارنده قول زمخشرى را بهتر ميدانم.
٥- وقوع امر: در آيات وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ- ... وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ روم:
١٢- ١٤. ظهور و وقوع گفتهاند.
طبرسى فرموده «تظهر القيامة» ظاهرا اين از آنجهت است كه وقوع و ظهور لازم قيام است.