قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦
آيد مثل قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ انبياء: ٦٩.
٣- قول نفسى و باطنى. مثل وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ مجادله: ٨. در اين آيه بنظر و فكر و آنچه در ذهن است قول اطلاق شده.
٤- اجابت تكوينى مثل فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ فصّلت: ١١. مسلم است كه زمين و آسمان فرمان خدا را اجابت كردهاند و آن با «قالَتا» تعبير شده است.
٥- وعده عذاب لَقَدْ حَقَ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ يس: ٧.
احْمِلْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ ...
هود: ٤٠. فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً اسراء: ١٦. ظاهرا مراد از قول در اينگونه آيات وعده عذاب است طبرسى در ذيل آيه ٤٠ هود فرموده: آنكه وعده هلاك او سبقت يافته و خبر داده شده كه ايمان نخواهد آورد. الميزان نيز وعده هلاكت گفته است.
تقوّل: گفتن چيزى است كه حقيقت ندارد «تقول عليه قولا» يعنى بر او دروغ بست و چيزى را گفت كه حقيقت ندارد وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ. لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ حاقّة:
٤٤. اگر از خود دروغى بر ما ببندد از دست راستش ميگيريم و رگ قلبش را قطع ميكنيم. أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ طور: ٣٣. يا ميگويند قرآن را از جانب خويش گفته و بر خدا بسته بلكه ايمان نمياورند. اقاويل جمع اقوال و آن جمع قول است.
وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ...
وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ زخرف: ٨٥- ٨٨. «قِيلِهِ» مصدر است مثل قول و ضمير آن راجع برسول خداست و گفتهاند آن عطف است بر «السَّاعَةِ» يعنى علم قيامت و علم گفتار رسول خدا كه گفت: خدا يا اين قوم ايمان نمياورند، نزد خداست حمزه