قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤
بقرار زير است:
١- قمر مثل آفتاب و ستارگان بامر خدا مسخّر و در مدار خويش پيوسته در گردش است و همه چيز آن روى حساب است الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ رحمن: ٥. وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ اعراف: ٥٤. وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَيْنِ ابراهيم ٣٣.
٢- ماه مثل آفتاب و ساير موجودات عمر معيّنى دارد و سرانجام از بين رفتنى است وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لقمان:
٢٩. ايضا رعد: ٢- فاطر: ١٣- زمر: ٥.
٣- ماه مانند ساير موجودات بخدا سجده ميكند و بامر او خاضع است أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ حج: ١٨.
٤- ماه و آفتاب تا اين دنيا و اين نظم هست در اين وضع و فاصله خواهند بود لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ يس: ٤٠. ولى در آخرت بهم خواهند پيوست وَ خَسَفَ الْقَمَرُ. وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ قيامة: ٨ و ٩.
انشقاق قمر
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَ الْقَمَرُ. وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ قمر: ١ و ٢. قيامت نزديك گرديد و ماه شكافته شد و اگر معجزهاى به بينند اعراض كرده و ميگويند جادوئى محكم است.
اگر مراد از «آية» همان انشقاق قمر و غيره باشد منظور آنست كه در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قمر شكافته و مشركان آنرا ديده باز باور نكرده و گفتهاند سحر است و شكافتن آن علامت نزديك بودن قيامت است.
ولى اگر «اقترب- انشقّ» هر دو مضارع و بواسطه محقق الوقوع بودن ماضى آمده باشند، و آيه وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً راجع بانشقاق نباشد در اينصورت راجع بآينده است يعنى: قيامت نزديك ميشود و ماه پاره ميگردد.
اينكه احتمال داده يا گفتهاند: آيه اشاره است باينكه ماه از زمين پاره