قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣١
يَشاءُ وَ يَقْدِرُ ... شورى: ١٢. در اقرب الموارد گويد: مقلاد بمعنى كليد و خزانه ... جمع آن مقاليد است در مجمع واحد آنرا مقليد و مقلاد و معنى آنرا مفتاح و خزانه نقل كرده است ولى در كشّاف و جوامع الجامع آنرا كليدها معنى كرده و گفته از لفظ خود مفرد ندارد و كشاف بقولى مفرد آنرا مقليد نقل ميكند.
پس مقاليد در آيه بمعنى كليدها يا خزائن است و خزانههاى آسمان و زمين براى خداست يعنى او مالك امر و حاكم آنهاست. ولى نگارنده بقرينه وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ منافقون: ٧. ترجيح ميدهم كه مراد خزائن باشد و در «خزن» راجع بآن صحبت شده است در نهج البلاغه خطبه ١٣١ فرموده
«وَ قَذَفَتْ إِلَيْهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُونَ مَقَالِيدَهَا».
آسمانها و زمينها كليدهاى خود را بسوى خدا انداختهاند و در خطبه ١٣٦ در وصف امام عصر عليه السّلام فرموده
«وَ تُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ مِنْ أَفَالِيذِ كَبِدِهَا وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا».
قلع: كندن. وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي هود: ٤٤.
اقلاع بمعنى امساك است يعنى گفته شد اى زمين آبت را فرو بر و اى آسمان باز گير. اين كلمه يكبار بيشتر در قرآن نيامده است.
قليل: كم، مقابل زياد و كنايه از بىمقدار مقابل عزيز. مثل وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ سباء: ١٣. ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ. وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ واقعة:
١٣ و ١٤. كه بمعنى كم است و مثل قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى نساء: ٧٧. بگو متاع دنيا در مقابل آخرت حقير و ناچيز است.
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناهُ لِبَلَدٍ مَيِّتٍ ... اعراف:
٥٧. اقلال بمعنى حمل و برداشتن است، در مجمع فرموده: اقلال برداشتن چيزى است كه نسبت بقدرت حامل قليل و كم ميشود. يعنى او كسى است كه بادها را پيش از باران مژده