قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٩
علماءشان ميگويند.
لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَ لا أَمانِيِ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ ...
نساء: ١٢٣. كار با آرزوهاى شما و اهل كتاب درست شدنى نيست، حكم خدا بطور كلّى اين است كه:
هر كه كار بدى كند مجازات ميشود ...
مناة: أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى. أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى. تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى نجم:
٢٠. ابن كلبى در كتاب «الاصنام» مينويسد: مناة بتى بود متعلّق بقبيله هذيل و خزاعه، اين بت در ساحل دريا در ناحيه مشلّل در محلّى موسوم به «قديد» ميان مكّه و مدينه قرار داشت، پيش همه عرب محترم بود و در كنارش قربانى ميكردند، قبيله اوس و خزرج براى آن قربانى و هدايا مىبردند.
قبيله اوس و خزرج چون بحجّ ميرفتند پس از بازگشت سر خود را در نزد منات تراشيده و آنرا اتمام حجّ مىپنداشتند، بتپرستان بعلت علاقه بآن فرزندان خويش را عبد منات و زيد منات ميناميدند.
جريان اين بود تا در سال هشتم هجرت (سال فتح مكّه) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چهار يا پنج منزل از مدينه خارج شده بودند، على عليه السّلام را فرستاد منات را منهدم كرد و امواليكه در بتكده بود پيش آنحضرت آورد از جمله دو تا شمشير كه ابى شمر غسّانى پادشاه غسّان بآنجا هديّه كرده بود، يكى بنام مخدم و ديگرى رسوب آنحضرت هر دو را بعلى عليه السّلام بخشيد، گويند:
ذو الفقار يكى از آندو شمشير بود.
در جوامع الجامع فرموده: بقولى لات و عزّى و منات بتهائى بودند از سنگ، آنها را در كعبه گذاشته و عبادت ميكردند.
ممكن است لفظ «الاخرى» اشاره باشد باينكه مقام منات پيش آنها از لات و عزّى كمتر بوده چنانكه در تفسير جلالين و جوامع الجامع است.
يعنى: مرا خبر دهيد از لات و عزّى و منات كه سوّمين ديگر آنهاست (آيا