قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٤
مرگ است و آن ملاقات خدا است.
ولى آيات نشان ميدهد كه آن قيامت و ملاقات نعمت و عذاب خداوند است.
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ انعام:
٣١. آنانكه روز قيامت را تكذيب كردند زيانكار شدند يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا انعام: ١٣٠ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً كهف: ١١٠.
پس لقاء اللّه مرگ نيست بلكه ثواب و عقاب خدا است.
تِلْقاء: جهت و طرفيكه در مقابل است و ظرف مكان بكار ميرود «جلس تلقاء فلان» يعنى مقابل او نشست وَ إِذا صُرِفَتْ أَبْصارُهُمْ تِلْقاءَ أَصْحابِ النَّارِ قالُوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ اعراف: ٤٧. و چون چشمشان بطرف اهل آتش برگشت گويند خدايا ما را با ستمگران قرين مگردان.
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ ...
قصص: ٢٢. چون بطرف مدين رو كرد گفت ... قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي يونس: ١٥. بگو نيست بر من كه قرآن را از جهت داعى نفس خويش عوض كنم گويند «ذلك من تلقاء نفسه» يعنى اين از طرف داعى نفس خويش است.
يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ غافر:
١٥. روز قيامت را از آن يوم التّلاق گفتهاند كه در آن اهل آسمان و زمين، خدا و خلق، اولين و آخرين، ظالم و مظلوم، انسان و عملش، يكديگر را ملاقات كنند. براى هر يك از اين وجوه قائلى است.
الميزان وجه دوم را تأييد ميكند بقرينه إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ هود:
٢٩. و آيات ديگر. طبرسى بعيد نميداند كه تمام وجوه مراد باشند، اختيار الميزان مقبولتر است كه از اينگونه آيات وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ بقره: ٢٢٣ در قرآن زياد است.
فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً. عُذْراً أَوْ