قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٣
عقيده دارند كه آن باسم و خبر نصب ميدهد. سيرافى گويد: آن در نزد بنى عقيل حرف جرّ زايد آيد. و براى آن سه معنى نقل كردهاند اوّل ترجّى و اميد. بعضى آنرا توقّع گفتهاند كه شامل اميد برسيدن محبوب و ترس از وقوع مكروه است. دوّم:
تعليل كه جمعى از جمله اخفش و كسائى آنرا حتمى دانستهاند. سوّم استفهام كه نحاة كوفه گفتهاند.
لعلّ اگر در كلام انسان واقع شود معنايش روشن است، چون انسان از آينده با خبر نيست ميتواند هر جا لعلّ بكار برد ولى استعمال آن در كلام خدا كه داناى غيب و آشكار است چه معنى دارد؟
بعبارت ديگر، خدا چرا فرموده لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ شعراء: ٣. با آنكه ميدانست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خودش را براى عدم ايمان مردم خواهد كشت يا نه؟
در جواب اين سؤال چند قول و وجه هست اوّل: لعلّ در اينگونه موارد براى تعليل است ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ بقره: ٥٢.
يعنى بدان علّت عفو كرديم كه شكر كنيد ابو البقاء در كليّات گفته: هر لعلّ در قرآن بمعنى تعليل است مگر لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ شعراء: ١٢٩ كه بمعنى تشبيه است (اقرب) ولى اثبات اين كليّت مشكل است مثلا در آيه «فَلَعَلَّكَ باخِعٌ» كه گذشت تعليل معنى ندارد.
راغب گويد: بقول بعضى مفسّرين لعلّ از خدا در جاى واجب العمل است و در بسيارى از مواضع آنرا به «كى» تفسير كردهاند.
دوّم لعلّ گاهى براى اميد و توقع گوينده است مثل لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ مؤمنون: ١٠٠. و گاهى براى اطماع و اميدوار كردن مخاطب مثل فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى طه: ٤٤. يعنى اميدوار باشيد كه متذكّر شود يا بترسد و هرگاه در كلام خدا واقع شود براى ايجاد اميد در مخاطب است.
سوم: اميد مقامى نه متكلّمى.