قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٠
و حق همان است كه گفتيم، جوهرى در صحاح گويد: كان گاهى زايد آيد براى توكيد مثل «كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً» نگارنده گويد اين سخن كاملا حقّ است و «كان» فقط براى تثبيت وصف غفران و رحمت براى خدا است. در اقرب آنرا دوام و استمرار گفته است.
٣- وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا اسراء:
١١. وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً اسراء: ٢٧. إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً اسراء: ٥٣. «كان» در اينگونه مواقع نيز دلالت بر ثبوت وصف و قليل الانفكاك بودن آن دارد.
٤- كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ آل عمران: ١١٠. كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا مريم: ٢٩. معنى كان در هر دو آيه بمعنى «هست» است كه همان وقوع باشد يعنى: شما بهترين امّت هستيد كه براى مردم بوجود آمده.
چطور سخن گوئيم با آنكه كودك در گهواره است. درباره آيه اوّل گفتهاند: كان براى حال است راغب در آيه دوّم گفته دلالت بر گذشته دارد و لو بطور لحظه.
٥- أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ بقره: ٣٤. گفتهاند كان در آيه بمعنى «صار» است يعنى امتناع و خود پسندى كرد و از كافران شد.
٦- قاموس و اقرب الموارد تصريح كردهاند كه كان بمعنى استقبال نيز آيد وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً انسان: ٧. را شاهد آوردهاند.
٧- وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ بقره: ٢٨٠. گفتهاند كان در آيه تامه و بمعنى «وقع» است يعنى اگر قرضدار در تنگى باشد مهلت است تا وسعت يافتن او.
مكان: اسم مكان است بمعنى موضع حصول شىء راغب گويد در اثر كثرت استعمال توهم شده كه ميم آن از اصل كلمه است أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ حج: ٣١. يا باد او را بمكانى دور ساقط كند.
مكانت: بمعنى موضع و منزلت است مثل وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى