قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤٤
نقل كرده در دو حديث كلمات نظير آيه اعراف است و چهارم از على عليه السّلام است كه فرمود: كلماتيكه آدم از خدا اخذ كرد گفت:
«يَا رَبِّ أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ لَمَّا تُبْتَ عَلَيَّ».
خدا فرمود:
محمد را از كجا دانستى؟ گفت: او را آنگاه كه در جنّت بودم در سراپرده اعظم تو نوشته ديدم.
در مجمع نقل شده: آدم ديد در عرش اسمائى معظّم و مكرّم نوشته شده است از آن نامها پرسيد گفته شد:
اينها نامهاى كسانى است كه بهترين خلق در نزد خدااند، نامها عبارت بودند از: محمد، على، فاطمه، حسن و حسين، آدم با آنها بخدا متوسّل شد تا خدا توبه او را پذيرفت.
ناگفته نماند: مانعى نيست كه آدم نامهاى مقدس پنج تن عليهم السلام را با كلمات آيه فوق بزبان آورده باشد.
٢- موجودات. قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً كهف: ١٠٩. آيه زير از اين آيه روشنتر است وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ لقمان: ٢٧.
آنچه بنظر ميايد اين است كه مراد از «كلمات» در هر دو آيه موجودات و مخلوقات خداست، هر فرد فرد موجود اثرى از خداست، مركّب بودن دريا براى نوشتن شمارش آنها اشاره است باينكه بشر از تعداد و شمارش مخلوقات خداوند عاجز است چنانكه از شمارش نعمتهاى خدا، وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها ابراهيم: ٣٤. ولى بىنهايت بودن مخلوقات را نميرساند، شايد اطلاق كلمه بمخلوق از آنجهت باشد كه مخلوقات دلالت بر وجود خدا دارند مثل دلالت كلمه بر معنايش.
قطع نظر از موجودات منظومه شمسى براى نمونه كافى است بدانيم كه كهكشان ما همان راه شيرى در آسمان محتوى صد ميليارد ستاره است و در ميدان نفوذ تلسكوب پنج