قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٥
بيت عليهم السلام است و نيز از ذكرى و محكّى انتصار و محكّى خلاف ادعاى اجتماع نقل شده ولى علّامه در مختلف و ديگران كعب را مفصل پا دانستهاند و آن موافق احتياط است چنانكه سيّد در عروة فرموده است.
امّا قول اهل لغت: در قاموس گفته:
كعب قوزك روى پا و دو قوزك در دو طرف پا و هر مفصل است. همچنين است قول اقرب الموارد. جوهرى آنرا استخوان برجسته نزد مفصل ميداند بالاتر از قوزك.
در مصباح گويد: اصمعى و جماعتى آنرا دو قوزك در دو طرف پا دانستهاند، ابن اعرابى و جماعتى آنرا مفصل ميان پا و ساق گفتهاند.
قول راغب نيز ظاهرا مانند جوهرى است.
كعبه: جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ مائده: ٩٧. اول بالفاظ آيه توجّه كنيم: «الْكَعْبَةَ».
در معناى كعب بر آمدگى و بالا آمدن ملحوظ و يا اصل معناى آنست چنانكه از كواعب و كعب (بمعنى قوزك) دانسته شد لذا هر اطاق مربّع را كعبه گويند زيرا چهار زاويه آن شكل بر آمدگى دارند، بيت اللّه الحرام را بدين اعتبار كعبه گفتهاند (مجمع) مراد از مربّع مكعب است.
«قيام» بمعنى قوام و ما يقوم به الشّىء است اموال قيام زندگى است يعنى زندگى قوامش با اموال است و بدون مال زندگى روى پاى خود نميايستد. پس كعبه مايه قوام مردم است و نشان دهنده زندگى استوار و سعادتمند.
«لِلنَّاسِ» دلالت دارد كه كعبه براى عموم مردم اين حكم را دارد نه فقط براى مسلمين «الشَّهْرَ الْحَرامَ» يعنى ماه محترمى كه جنگ در آن حرام است يعنى ماه صلح. «الْهَدْيَ» مطلق قربانى در راه خدا «الْقَلائِدَ» قربانيهاى طوقدار.