تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - تفسير ده وصف از اوصاف پروردگار
با خود همراه مىبرد، و غرق در حيرت و ابهت مىكند.
با توجه به اين بيان گويا و روشن، انسان احساس مىكند كه معلوماتش در برابر آنچه در علم خدا است همچون يك صفر در برابر بى نهايت است، و شايسته است فقط بگويد:" دانش من به آنجا رسيده كه به نادانى خود پى بردهام" حتى تشبيه به قطره و دريا براى بيان اين واقعيت نارسا به نظر مىرسد.
از جمله نكات لطيفى كه در آيه به چشم مىخورد اين است كه" شجره" به صورت مفرد، و" اقلام" به صورت جمع آمده، تا بيانگر تعداد فراوان قلمهايى باشد كه از يك درخت با تمام ساقه و شاخههايش به وجود مىآيد.
و نيز تعبير" البحر" به صورت مفرد و" الف و لام جنس" براى آن است كه تمام اقيانوسهاى روى زمين را شامل شود، بخصوص اينكه تمام اقيانوسهاى جهان با هم مربوط و متصلند و در واقع در حكم يك درياى پهناورند.
و جالب اينكه در باره" قلمها" سخن از قلمهاى اضافى و كمكى نمىكند اما در باره اقيانوسها سخن از هفت درياى ديگر به ميان مىآورد، چرا كه به هنگام نوشتن قلم بسيار كم مصرف مىشود آنچه بيشتر مصرف مىگردد مركب است.
انتخاب كلمه" سبع" (هفت) در لغت عرب براى تكثير شايد از اين نظر باشد كه پيشينيان عدد كرات منظومه شمسى را هفت مىدانستند (و در واقع آنچه از منظومه شمسى امروز نيز با چشم غير مسلح ديده مىشود هفت كره بيش نيست) و با توجه به اينكه" هفته" به صورت يك دوره كامل زمان هفت روز بيشتر نيست و تمام كره زمين را نيز به هفت منطقه تقسيم مىكردند و نام هفت اقليم بر آن گذارده بودند، روشن مىشود كه چرا هفت به عنوان يك عدد كامل در ميان آحاد و براى بيان كثرت به كار رفته است [١]
[١] در زمينه" علم بى پايان پروردگار" در جلد ١٢ ذيل آيه ١٠٩ سوره كهف (صفحه ٥٧٤) نيز سخن گفتهايم.