تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - تفسير
پيامبر خدا! كسى باقى نمانده كه من او را دعوت نكرده باشم، فرمود: اكنون كه چنين است سفره را جمع كنيد، سفره را برداشتند و جمعيت پراكنده شدند، اما سه نفر هم چنان در اطاق پيامبر ص ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند.
هنگامى كه سخنان آنها به طول انجاميد پيامبر ص برخاست، و من نيز همراه او برخاستم شايد آنها متوجه شوند و پى كار خود بروند، پيامبر بيرون آمد تا به حجره عايشه رسيد بار ديگر برگشت من هم در خدمتش آمدم باز ديدم هم چنان نشستهاند آيه فوق نازل شد و دستورات لازم را در برخورد با اين مسائل به آنها تفهيم كرد [١] و نيز از بعضى قرائن استفاده مىشود كه گاهى همسايگان و ساير مردم طبق معمول براى عاريت گرفتن اشيايى نزد بعضى از زنان پيامبر ص مىآمدند هر چند آنها طبق سادگى زندگى آن زمان كار خلافى مرتكب نمىشدند ولى براى حفظ حيثيت همسران پيامبر ص آيه فوق نازل شد و به مؤمنان دستور داد كه هر گاه مىخواهند چيزى از آنها بگيرند از پشت پرده بگيرند.
در روايت ديگرى آمده است كه بعضى از مخالفان پيامبر ص گفتند:
چگونه پيامبر ص بعضى از زنان بيوه ما را به ازدواج خود در آورده به خدا سوگند هر گاه او چشم از جهان بپوشد ما با همسران او ازدواج خواهيم كرد!! آيه فوق نازل شد و ازدواج با زنان پيامبر ص را بعد از او به كلى ممنوع ساخت، و به اين توطئه نيز پايان داد [٢]
تفسير:
باز روى سخن در اين آيه به مؤمنان است و بخشى ديگر از احكام اسلام
[١]" مجمع البيان" جلد ٨ صفحه ٣٦٦ ذيل آيه مورد بحث.
[٢] همان مدرك صفحه ٣٦٦ و ٣٦٨.