تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣ - تفسير سنتشكنى بزرگ
جائز نيست، و بدون هيچ چون و چرا بايد به مرحله اجرا در آيد.
رهبران آسمانى هرگز نبايد در اجراى فرمانهاى الهى گوش به حرف اين و آن دهند يا ملاحظه جوسازيهاى سياسى و آداب و رسوم غلط حاكم بر محيط را كنند چه بسا آن دستور براى شكستن همين شرائط نادرست و در هم كوبيدن بدعتهاى زشت و رسوا باشد.
آنها بايد به مصداق وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ (مائده- ٥٤) بدون خوف از سرزنشها و جنجالها، فرمان خدا را به كار بندند.
اصولا اگر ما بخواهيم بنشينيم تا براى اجراى فرمان حق، رضايت و خشنودى همه را جلب كنيم چنين چيزى امكان پذير نيست، گروههايى هستند كه تنها هنگامى راضى مىشوند كه ما تسليم خواستهها يا پيرو مكتب آنها شويم، چنان كه قرآن مىگويد: وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ:
" هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد تا از آئين آنها بى قيد و شرط پيروى كنى" (بقره- ١٢٠).
و در باره آيه مورد بحث مطلب چنين بود، زيرا ازدواج پيامبر ص با زينب- چنان كه گفتيم- در افكار عمومى مردم آن محيط دو ايراد داشت: يكى ازدواج با" همسر مطلقه پسر خوانده" كه در نظر آنها همچون ازدواج با همسر پسر حقيقى بود، و اين بدعتى بود كه مىبايد در هم شكسته مىشد.
و ديگر ازدواج مرد با شخصيتى همچون پيامبر ص با همسر مطلقه يك برده آزاد شده عيب و ننگ بود، چرا كه پيامبر را با يك برده همرديف قرار مىداد اين فرهنگ غلط نيز بايد برچيده شود، و ارزشهاى انسانى بجاى آن بنشيند،" و كفو" بودن دو همسر تنها بر اساس ايمان و اسلام و تقوا استوار گردد.
اصولا سنتشكنى و برچيدن آداب و رسوم خرافى و غير انسانى همواره با سر و صدا توأم است، و پيامبران هرگز نبايد به اين سر و صداها اعتنا كنند.