تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - ٢- دلائل خاتميت پيامبر اسلام (ص)
٣- اين حديث نيز مشهور است و در بسيارى از منابع اهل سنت نقل شده كه فرمود:
مثلى و مثل الانبياء كمثل رجل بنى بنيانا فاحسنه و اجمله، فجعل الناس يطيفون به يقولون ما رأينا بنيانا احسن من هذا الا هذه اللبنة، فكنت انا تلك اللبنة:
" مثل من در مقايسه با انبياء پيشين همانند مردى است كه بنائى بسيار زيبا و جالب بسازد، مردم گرد آن بگردند و بگويند بنائى زيباتر از اين نيست جز اينكه جاى يك خشت آن خالى است و من همان خشت آخرينم"! اين حديث در صحيح مسلم به عبارات مختلف و از روات متعدد نقل شده، حتى در يك مورد در ذيل آن اين جمله آمده است:
و انا خاتم النبيين.
و در حديث ديگرى در ذيل آن مىخوانيم:
جئت فختمت الانبياء:
" آمدم و پيامبران را پايان دادم" [١] و نيز در صحيح بخارى (كتاب المناقب) و مسند احمد حنبل، و صحيح ترمذى، و نسايى و كتب ديگر نقل شده، و از احاديث بسيار معروف و مشهور است و مفسران شيعه و اهل سنت مانند طبرسى در مجمع البيان و قرطبى در تفسيرش ذيل آيه مورد بحث آوردهاند.
٤- در بسيارى از خطبههاى نهج البلاغه نيز خاتميت پيامبر اسلام ص صريحا آمده است از جمله در خطبه ١٧٣ در توصيف پيامبر اسلام ص چنين مىخوانيم:
امين وحيه و خاتم رسله و بشير رحمته و نذير نقمته:
او (محمد) امين وحى خدا، و خاتم پيامبران، و بشارت دهنده رحمت و انذار كننده از عذاب او بود".
و در خطبه ١٣٣ چنين آمده است:
ارسله على حين فترة من الرسل، و تنازع من الالسن، فقفى به الرسل و ختم به الوحى:
" او را پس از يك دوران
[١] صحيح مسلم جلد ٤ صفحه ١٧٩٠ و ١٧٩١ (باب ذكر كونه (ص) خاتم النبيين از كتاب الفضائل).