تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - پاسخ به يك سؤال
به معنى ناراحتى درونى از مجازاتى است كه انسان به خاطر ارتكاب گناهان يا تقصير در طاعات انتظار آن را دارد، و اين حالت براى اكثر مردم حاصل مىشود، هر چند مراتب آن بسيار متفاوت است، و مرتبه اعلاى آن جز براى گروه اندكى حاصل نمىشود.
اما" خشيت" حالتى است كه به هنگام درك عظمت خدا و هيبت او، و ترس از مهجور ماندن از انوار فيض او براى انسانى حاصل مىشود، و اين حالتى است كه جز براى كسانى كه واقف به عظمت ذات پاك و مقام كبرياى او هستند و لذت قرب او را چشيدهاند حاصل نمىگردد و لذا در قرآن اين حالت را مخصوص بندگان عالم و آگاه شمرده و مىفرمايد: إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ [١]
پاسخ به يك سؤال-
ممكن است گفته شود كه اين آيه با جملهاى كه در آيات قبل گذشت تضاد دارد چه اينكه در اينجا مىگويد: پيامبران الهى تنها از خدا مىترسند و از غير او ترس و واهمهاى ندارند، ولى در آيات گذشته آمده بود: تو در دل خود چيزى را پنهان مىكردى كه خدا آشكار كرد،" و از مردم ترس داشتى در حالى كه بايد از خدا بترسى"" وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ".
ولى با توجه به دو نكته پاسخ اين سؤال روشن مىشود:
نخست اينكه: اگر پيغمبر ترس و وحشتى داشت به خاطر اين بود كه مبادا شكستن اين سنت براى جمع زيادى قابل هضم و تحمل نباشد و به همين جهت در ايمان خود نسبت به مبانى اسلام متزلزل گردند، چنين خشيتى در حقيقت به" خشيت از خدا" باز مىگردد.
ديگر اينكه پيامبران در تبليغ رسالت الهى هرگز گرفتار ترس و وحشت از كسى نمىشوند، اما در مسائل زندگى شخصى و خصوصى مانعى ندارد كه از يك
[١] مجمع البحرين ماده خشيت.