تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - ٣- اين علوم پنجگانه مخصوص خدا است
از اين روايت به خوبى بر مىآيد كه منظور از عدم آگاهى مردم از اين امور پنجگانه تمام خصوصيات آنها است، فى المثل اگر روزى وسائلى در اختيار بشر قرار گيرد- كه هنوز آن روز فرا نرسيده است- و از پسر يا دختر بودن جنين به طور قطع آگاه شوند، باز اين امر مسالهاى ايجاد نمىكند، چرا كه آگاهى از جنين به آن است كه تمام خصوصيات جسمانى، زشتى و زيبايى، سلامت و بيمارى، استعدادهاى درونى، ذوق علمى و فلسفى و ادبى، و ساير صفات و كيفيات روحى را بدانيم، و اين امر براى غير خدا امكان پذير نيست.
همچنين اينكه باران در چه موقع نازل مىشود؟ و كدام منطقه را زير پوشش قرار مىدهد؟ و دقيقا چه مقدار در دريا و چه مقدار در صحرا و دره و كوه و بيابان مىبارد؟ جز خدا كسى نمىداند.
در مورد حوادث فردا، و فرداها، و خصوصيات و جزئيات آنها نيز همين گونه است.
و از اينجا پاسخ سؤالى كه غالبا در اينجا مطرح مىشود به خوبى روشن مىگردد كه مىگويند ما در تواريخ و روايات متعددى مىخوانيم كه ائمه اهل بيت ع و حتى بعضى از اولياء اللَّه غير از امامان، از مرگ خود خبر دادند، و يا محل دفن خود را بيان كردند، از جمله در حوادث مربوط به كربلا، بارها در روايات خواندهايم كه پيامبر يا امير مؤمنان ع و انبياى سلف كه از وقوع شهادت امام حسين ع و يارانش در اين سرزمين خبر دادهاند.
و در كتاب اصول كافى بابى در زمينه آگاهى ائمه از زمان وفاتشان ديده مىشود.
پاسخ اين است كه: آگاهى بر پارهاى از اين امور به صورت علم اجمالى- آنهم از طريق تعليم الهى- هيچ منافاتى با اختصاص علم تفصيلى آنها به ذات پاك خداوند ندارد.
و تازه همانگونه كه گفتيم همين اجمال نيز ذاتى و استقلالى نيست، بلكه