تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - تفسير منافقان و ضعيف الايمانها در صحنه احزاب
(وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً).
پيدا است مردمى كه اين چنين ضعيف و بىپاشنهاند نه آماده پيكار با دشمنند و نه پذيراى شهادت در راه خدا، به سرعت تسليم مىشوند و تغيير مسير مىدهند.
بنا بر اين منظور از كلمه" فتنه" در اينجا همان شرك و كفر است (همانگونه كه در آيات ديگر قرآن از قبيل آيه ١٩٣ سوره بقره آمده است).
ولى بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه مراد از" فتنه" در اينجا جنگ بر ضد مسلمانان است كه اگر به اين گروه منافق پيشنهاد شود به زودى اين دعوت را اجابت كرده و با فتنهجويان همكارى مىكنند! اما اين تفسير با ظاهر جمله وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها (اگر از اطراف بر مدينه هجوم آورند ...) سازگار نيست، و شايد به همين دليل اكثر مفسران همان معنى اول را انتخاب كردهاند.
بعضى گفتهاند: منظور از اين عهد و پيمان همان تعهدى است كه طايفه" بنى حارثه" در روز جنگ احد با خدا و پيامبر كردند در آن هنگام كه تصميم به مراجعت از ميدان گرفتند و بعد پشيمان شدند، عهد بستند كه ديگر هرگز گرد اين امور نروند، اما همانها در ميدان جنگ احزاب باز به فكر پيمانشكنى افتادند [١] بعضى نيز آن را اشاره به عهدى مىدانند كه در جنگ بدر و يا در عقبه قبل
[١]" تفسير قرطبى" و" تفسير فى ظلال" ذيل آيات مورد بحث.