تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - تفسير منافقان و ضعيف الايمانها در صحنه احزاب
و غرورى بيش نبود، اما ديده ملكوتى پيامبر ص در لابلاى جرقههاى آتشينى كه از برخورد كلنگهايى كه براى حفر خندق بر زمين كوبيده مىشد جستن مىكرده مىتوانست گشوده شدن درهاى قصرهاى پادشاهان ايران و روم و يمن را ببيند، و به امت جان بر كفش بشارت دهد، و از اسرار آينده پرده بردارد.
شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه منظور از الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ همان منافقان است، و ذكر اين جمله در واقع توضيحى است براى كلمه" منافقين" كه قبل از آن آمده است، و چه بيمارى بدتر از بيمارى نفاق؟! چرا كه انسان سالم و داراى فطرت الهى يك چهره بيشتر ندارد، انسانهاى دو چهره و چند چهره بيمارانى هستند كه دائما در اضطراب و تضاد و تناقض گرفتارند.
شاهد اين سخن چيزى است كه در آغاز سوره بقره آمده است كه در توصيف منافقين مىگويد فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً:" در دلهاى آنها يك نوع بيمارى است و خدا (به خاطر اعمالشان) بر بيمارى آنها مىافزايد"! (بقره آيه ١٠).
خلاصه در برابر اين انبوه دشمن كارى از شما ساخته نيست خود را از معركه بيرون كشيده و خويشتن را به هلاكت و زن و فرزندتان را به دست اسارت نسپاريد.
و به اين ترتيب مىخواستند جمعيت انصار را از لشكر اسلام جدا كنند اين