تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - شان نزول
" تبنى" كرد.
بعد از ظهور اسلام" زيد" مسلمانى مخلص و پيشتاز شد، و موقعيت ممتازى در اسلام پيدا كرد، و چنان كه مىدانيم سرانجام يكى از فرماندهان لشكر اسلام در جنگ موته شد كه در همان جنگ شربت شهادت نوشيد.
هنگامى كه پيامبر ص تصميم گرفت براى" زيد" همسرى برگزيند از" زينب بنت جحش" كه دختر" اميه" دختر" عبد المطلب" (دختر عمهاش) بود براى او خواستگارى نمود" زينب" نخست چنين تصور مىكرد كه پيامبر ص مىخواهد او را براى خود انتخاب كند، خوشحال شد و رضايت داد، ولى بعدا كه فهميد خواستگارى از او براى" زيد" است، سخت ناراحت شد و سر باز زد، برادرش كه" عبد اللَّه" نام داشت او نيز با اين امر به سختى مخالفت نمود.
در اينجا بود كه نخستين آيه از آيات مورد بحث نازل شد و به امثال" زينب" و" عبد اللَّه" هشدار داد كه آنها نمىتوانند هنگامى كه خدا و پيامبرش كارى را لازم مىدانند مخالفت كنند، آنها كه اين مساله را شنيدند در برابر فرمان خدا تسليم شدند (البته چنان كه خواهيم ديد اين ازدواج، ازدواج سادهاى نبود و مقدمهاى بود براى شكستن يك سنت غلط جاهلى، زيرا در عصر جاهليت هيچ زن با شخصيت و سرشناسى حاضر نبود با بردهاى ازدواج كند، هر چند داراى ارزشهاى والاى انسانى باشد).
اما اين ازدواج ديرى نپائيد و بر اثر ناسازگاريهاى اخلاقى ميان طرفين، منجر به طلاق شد، هر چند پيامبر اسلام ص اصرار داشت كه اين طلاق رخ ندهد اما رخ داد.
سپس پيامبر اسلام ص براى جبران اين شكست زينب در ازدواج، او را به فرمان خدا به همسرى خود برگزيد، و اين قضيه در اينجا خاتمه يافت، ولى گفتگوهاى ديگرى در ميان مردم پديد آمد كه قرآن با بعضى از آيات مورد بحث