تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - تفسير احترام پدر و مادر
در عظمت مقام او همين بس كه خدا اندرزهايش را در كنار سخنان خود قرار داده، و در لابلاى آيات قرآن ذكر فرموده است، آرى هنگامى كه قلب انسان بر اثر پاكى و تقوى به نور حكمت روشن گردد، سخنان الهى بر زبانش جارى مىشود و همان مىگويد كه خدا مىگويد، و آن گونه مىانديشد كه خدا مىپسندد! با اين توضيح كوتاه به تفسير آيات باز مىگرديم.
در نخستين آيه مىفرمايد:" ما به لقمان حكمت داديم، و به او گفتيم كه براى خدا شكرگزارى كن، چرا كه هر كس شكر نعمت او را ادا كند، به سود خويش شكر كرده، و هر كس كفران كند، زيانى به خدا نمىرساند، چرا كه خداوند، بى نياز و ستوده است (وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ) [١] در اينكه" حكمت" چيست؟ بايد گفت براى" حكمت" معانى فراوانى ذكر كردهاند، مانند" شناخت اسرار جهان هستى" و" آگاهى از حقايق قرآن" و" رسيدن به حق از نظر گفتار و عمل" و" معرفت و شناسايى خداوند".
اما همه اين معانى را مىتوان يك جا جمع كرده و در تفسير حكمت چنين گفت: حكمتى كه قرآن از آن سخن مىگويد و خداوند به لقمان عطا فرموده بود" مجموعهاى از معرفت و علم، و اخلاق پاك و تقوا و نور هدايت" بوده است.
در حديثى از امام موسى بن جعفر ع مىخوانيم: كه در تفسير اين آيه براى" هشام بن حكم" فرمود:" مراد از حكمت، فهم و عقل است" [٢]
[١] در اينكه جمله أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ چيزى در تقدير دارد يا نه؟ در ميان مفسران گفتگو است: بعضى معتقدند كه جمله" قلنا له" قبل از آن در تقدير است، و بعضى مىگويند نيازى به تقدير نيست، و" ان" در جمله" ان اشكر" تفسيريه است، چرا كه شكرگزارى خود عين حكمت است و حكمت عين آن (هر دو تفسير قابل قبول است).
[٢]" اصول كافى" ج اول صفحه ١٣ (كتاب العقل و الجهل حديث ١٢).