تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - ١-" خاتم" چيست؟
شكسته شود، مهرى را كه بر اينگونه اشياء مىزنند" خاتم" مىگويند، و از آنجا كه در گذشته گاهى از گلهاى سفت و چسبنده براى اين مقصد استفاده مىكردند لذا در متون بعضى از كتب معروف لغت در معنى خاتم مىخوانيم" ما يوضع على الطينة" (چيزى بر گل مىزنند) [١] اينها همه به خاطر آن است كه اين كلمه از ريشه" ختم" به معنى" پايان" گرفته شده، و از آنجا كه اين كار (مهر زدن) در خاتمه و پايان قرار مىگيرد نام" خاتم" بر وسيله آن گذارده شده است.
و اگر مىبينيم يكى از معانى" خاتم" انگشتر است آن نيز به خاطر همين است كه نقش مهرها را معمولا روى انگشترهايشان مىكندند، و به وسيله انگشتر نامهها را مهر مىكردند، لذا در حالات پيامبر ص و ائمه هدى ع و شخصيتهاى ديگر از جمله مسائلى كه مطرح مىشود نقش خاتم آنها است.
مرحوم" كلينى" در" كافى" از امام صادق ع چنين نقل مىكند:
ان خاتم رسول اللَّه كان من فضة نقشه محمد رسول اللَّه:
" انگشتر پيامبر از نقره بود و نقش آن محمد رسول اللَّه بود" [٢] در بعضى از تواريخ آمده است كه يكى از حوادث سال ششم هجرى اين بود كه پيامبر انگشتر نقش دارى براى خود انتخاب فرمود و اين به خاطر آن بود كه به او عرض كردند پادشاهان نامههاى بدون مهر را نمىخوانند [٣] در كتاب" طبقات" نيز آمده است هنگامى كه پيامبر گرامى اسلام تصميم گرفت دعوت خود را گسترش دهد، و به پادشاهان و سلاطين روى زمين نامه بنويسد دستور داد انگشترى برايش ساختند كه روى آن" محمد رسول اللَّه" حك شده
[١] لسان العرب و قاموس اللغة ماده ختم (الخاتم ما يوضع على الطينة).
[٢] اين خبر را بيهقى نيز در سنن جلد ١٠ صفحه ١٢٨ آورده است.
[٣] سفينة البحار جلد ١ صفحه ٣٨٦.