تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢ - ٢- روايات مخالف
ص بخواهد به انتظارات آنها پاسخ گويد و زنانى را هر چند به صورت عقد، و نه به صورت عروسى، در اختيار خود گيرد، دردسرهاى فراوانى ايجاد مىشود.
لذا خداوند حكيم با يك قانون محكم جلو اين كار را گرفت و او را از هر گونه ازدواج مجدد و يا تبديل زنان موجود نهى كرد.
در اين وسط شايد افرادى بودند كه براى رسيدن به مقصود خود به اين بهانه متوسل مىشدند كه همسران تو غالبا بيوه هستند، و در ميان آنها زنان مسنى يافت مىشوند كه هيچ بهرهاى از جمال ندارند، شايسته است كه با زنى صاحب جمال ازدواج كنى، قرآن مخصوصا روى اين مساله نيز تكيه و تاكيد مىكند كه حتى اگر زنان صاحب جمالى نيز باشند حق ازدواج با آنها نخواهى داشت.
بعلاوه حقشناسى ايجاب مىكرد كه بعد از وفادارى همسرانش با او و ترجيح دادن زندگى ساده معنوى پيامبر ص را بر هر چيز ديگر، خداوند براى حفظ مقام آنها چنين دستورى را به پيامبر ص بدهد.
و اما در مورد كنيز كه مجاز شده به خاطر آنست كه مشكل و گرفتارى پيامبر ص از ناحيه زنان آزاد بود، لذا ضرورتى نداشت كه اين حكم در اين مورد محدود شود هر چند پيامبر ص از اين استثناء نيز طبق گواهى تاريخ استفاده نكرد.
اين چيزى است كه از ظاهر آيه به نظر مىرسد.
٢- روايات مخالف
در روايات متعددى كه بعضى از نظر سند ضعيف و بعضى قابل ملاحظه است جمله لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ اشاره به زنانى گرفته شده كه در آيه ٢٣ و ٢٤ سوره نساء تحريم آن بيان گرديده است (مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و ...)