تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٠ - تفسير ادعاهاى بيهوده
از روى محبت به كسى مىگويد: پسرم!، يا به خاطر احترام مىگويد پدرم! البته اين سخن صحيح است كه اين تعبيرات گناه نيست، اما نه به خاطر عنوان خطا، بلكه به خاطر اينكه اين تعبيرات جنبه كنايه و مجاز دارد و معمولا قرينه آن همراه آن است، قرآن تعبيرات حقيقى را در اين زمينه نفى مىكند نه مجازى را.
توضيح اينكه: هنگامى كه مسلمانان از مكه به مدينه هجرت كردند و اسلام پيوند و رابطه آنها را با بستگان مشركشان كه در مكه بودند به كلى بريد پيامبر ص به فرمان الهى، مساله عقد اخوت و پيمان برادرى را در ميان آنها برقرار ساخت.
به اين ترتيب كه ميان" مهاجران" و" انصار" (دو به دو) پيمان اخوت و برادرى منعقد شد، و آنها همچون دو برادر حقيقى از يكديگر ارث مىبردند، ولى اين يك حكم موقت و مخصوص به اين حالت فوق العاده بود، هنگامى كه اسلام گسترش پيدا كرد و ارتباطات گذشته تدريجا بر قرار شد، ديگر ضرورتى براى ادامه اين حكم نبود.
آيه فوق نازل شد و" نظام مؤاخات" را به طورى كه جانشين نسب شود ابطال كرد و حكم ارث و مانند آن را مخصوص خويشاوندان حقيقى قرار داد.
بنا بر اين نظام اخوت و برادرى هر چند يك نظام اسلامى بود، (بر خلاف نظام پسرخواندگى كه يك نظام جاهلى بود) اما مىبايست پس از برطرف شدن حالت فوق العاده ابطال گردد و چنين شد.
منتهى در آيه مورد بحث، قبل از ذكر اين نكته، به دو حكم ديگر، يعنى" اولويت پيامبر ص نسبت به مؤمنين"، و" بودن زنان پيامبر ص