تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٩ - تفسير ادعاهاى بيهوده
نازل شد و دستور فوق را آورد، از آن به بعد پيامبر به او فرمود: تو" زيد بن حارثه" اى، و مردم او را" مولى رسول اللَّه" مىخواندند [١] و نيز گفتهاند كه:" ابو حذيفة" غلامى به نام" سالم" داشت، او را آزاد كرد، و فرزند خود ناميد، هنگامى كه آيه فوق نازل شد او را به نام" سالم" مولى ابى حذيفه ناميدند [٢] ولى از آنجا كه گاه انسان بر اثر عادت گذشته، يا سبق لسان، و يا اشتباه در تشخيص نسب افراد، ممكن است كسى را به غير پدرش نسبت دهد و اين از حوزه اختيار انسان بيرون است، خداوند عادل و حكيم، چنين كسى را مجازات نخواهد كرد، لذا در ذيل آيه مىافزايد:" هر گاه خطايى در اين مورد مرتكب شويد گناهى بر شما نيست" (وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ).
" ولى آنچه را از روى عمد و اختيار مىگوئيد مورد مجازات قرار خواهد گرفت" (وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ) [٣]" و هميشه خداوند، غفور و رحيم است" (وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً).
گذشتهها را بر شما مىبخشد، سهو و نسيان و اشتباه و خطا را مورد عفو قرار مىدهد، اما هر گاه بعد از نزول اين حكم، از روى عمد و اختيار مخالفت كنيد و افراد را به غير نام پدرانشان بخوانيد، و رسم نادرست" پسرخواندگى" و" پدرخواندگى" را ادامه دهيد خداوند بر شما نخواهد بخشيد.
بعضى از مفسران گفتهاند: موضوع خطا شامل مواردى مىشود كه انسان
[١]" روح المعانى" جلد ٢١ صفحه ١٣١ ذيل آيه مورد بحث.
[٢]" روح البيان" ذيل آيه مورد بحث.
[٣] مفسران گفتهاند كلمه" ما" در اينجا" موصوله" است و از نظر اعراب،" مبتدا" است و" خبر" آن محذوف است، و در تقدير چنين بوده:" لكن ما تعمدت قلوبكم فانكم تؤاخذون به".