تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠ - تفسير عظمت قرآن، و مبدء و معاد
اساسا اديان و كتب آسمانى چيزى نيستند كه مثلا مانند ارواح بشر پس از پايان عمر با فرشتگان به آسمان پرواز كنند، بلكه آئينهاى نسخ شده در همين زمين هستند ولى در پارهاى از مسايل از درجه اعتبار افتادهاند در حالى كه اصول آنها به قوت خود باقى است.
خلاصه اينكه كلمه" عروج" علاوه بر اينكه در هيچ جاى قرآن مجيد به معنى نسخ اديان بكار نرفته اصولا با مفهوم نسخ اديان سازش ندارد، زيرا اديان منسوخه عروجى به آسمان ندارند.
٥- علاوه بر همه اينها اين معنى با واقعيت عينى ابدا تطبيق نمىكند، زيرا فاصله اديان گذشته با يكديگر در هيچ مورد يكهزار سال نبوده است!.
مثلا فاصله ميان ظهور حضرت" موسى" ع و حضرت" مسيح" ع بيش از ١٥٠٠ سال و فاصله ميان حضرت مسيح ع و ظهور پيامبر بزرگ اسلام ص كمتر از ٦٠٠ سال، است! همانطور كه ملاحظه مىكنيد هيچ يك از اين دو نه تنها با هزار سال كه آنها مىگويند جور نيست بلكه فاصله زيادى دارد.
فاصله ميان ظهور" نوح" ع كه يكى از پيامبران" اولوا العزم" و پايه گذار آئين و شريعت خاصى است با قهرمان بتشكن" ابراهيم" ع كه يكى ديگر از پيامبران صاحب شريعت است بيش از ١٦٠٠ سال و فاصله" ابراهيم" ع با" موسى" ع را كمتر از ٥٠٠ سال نوشتهاند.
از اين موضوع چنين نتيجه مىگيريم كه حتى به عنوان يك نمونه، فاصله يكى از مذاهب و اديان گذشته با آئين بعد از خود هزار سال نبوده است، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل! ٦- از همه اينها كه بگذريم دعوى سيد على محمد باب كه اينهمه توجيهات ناروا را به خاطر او متحمل شدهاند با اين حساب ابدا نمىسازد، زيرا به اعتراف