تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - تفسير ده وصف از اوصاف پروردگار
اين انتقال تدريجى و كاملا منظم و حساب شده از مظاهر قدرت خدا است.
البته اين دو تفسير با هم منافاتى ندارند و ممكن است جمعا در معنى آيه منظور باشند.
در مورد تسخير" شمس" و" قمر" و ساير كرات آسمانى براى انسانها- چنان كه قبلا هم گفتهايم- منظور تسخير در راه خدمت به انسان است، و به تعبير ديگر لام در" سخر لكم" لام نفع است، نه لام اختصاص، و اين تعبير در قرآن مجيد در مورد خورشيد و ماه و شب و روز و نهرها و درياها و كشتيها آمده است، و همه اينها بيانگر عظمت شخصيت انسان و گستردگى نعمتهاى خداوند در مورد او است كه تمام موجودات زمين و آسمان به فرمان خدا سرگشته و فرمانبردار او هستند و با اينحال شرط انصاف نيست كه او فرمان نبرد [١] جمله" كُلٌّ يَجْرِي إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى" اشاره به اين است كه اين نظام حساب شده و دقيق تا ابد ادامه نمىيابد، و پايان و سرانجامى دارد كه همراه با پايان گرفتن دنيا است، همان چيزى كه در سوره" تكوير" چنين از آن ياد شده است:
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ:" هنگامى كه خورشيد بى فروغ گردد و ستارگان به تيرگى گرايند ...".
ارتباط جمله" أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ" با توجه به آنچه در بالا گفتيم با اين بحث روشن مىشود، چرا كه خداوندى كه خورشيد و ماه با عظمت را با آن حساب دقيق به كار گرفته، و شب و روز را با آن نظم مخصوص هزاران و ميليونها سال وارد يكديگر مىكند، چنين پروردگارى چگونه ممكن است از اعمال انسانها بى خبر بماند، آرى او هم اعمال را مىداند و هم نيات و انديشهها را.
[١] در مورد" تسخير خورشيد و ماه و موجودات ديگر براى انسان" در جلد ١٠ ذيل آيه ٢ سوره رعد (صفحه ١٢٠) و آيه ٣٢ سوره ابراهيم (صفحه ٣٥٠) بحث مشروحى داشتيم.