تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - تفسير ده وصف از اوصاف پروردگار
آيه بعد تاكيد و بيان ديگرى است براى قدرت واسعه خداوند، روى سخن را به پيامبر كرده، مىگويد:" آيا نديدى كه خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل مىكند"؟ (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ).
و نيز آيا نديدى كه" خداوند خورشيد و ماه را در مسير منافع انسانها مسخر ساخته"؟ (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ).
و هر كدام تا سرآمد معينى به حركت خود ادامه مىدهند" (كُلٌّ يَجْرِي إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى).
" و اينكه خداوند از آنچه انجام مىدهيد آگاه است"؟ (وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ).
" ولوج" در اصل به معنى" دخول" است، و داخل كردن شب در روز، و روز در شب ممكن است اشاره به افزايش تدريجى و كوتاه شدن شب و روز در طول سال باشد كه تدريجا از يكى كاسته، و به صورت نامحسوسى بر ديگرى مىافزايد، تا فصول چهار گانه سال با ويژگيها و آثار پر بركتش ظاهر گردد (تنها در دو نقطه از روى زمين است كه اين تغيير تدريجى و فصول چهار گانه نيست يكى نقطه حقيقى قطب شمال و جنوب است كه در طول سال، ششماه شب، و ششماه روز مىباشد، و ديگرى خط باريك و دقيق استوا است كه در تمام سال، شب و روز يكسان است.
و يا اشاره به اين باشد كه تبديل شب به روز، و روز به شب به خاطر وجود جو زمين بطور ناگهانى صورت نمىگيرد تا انسان و همه موجودات زنده را در برابر خطرات مختلف قرار دهد، بلكه نخستين اشعه آفتاب از هنگام طلوع فجر در اعماق تاريكى نفوذ كرده، كم كم نفوذ بيشترى پيدا مىكند، تا تمام صفحه آسمان را بگيرد، درست بعكس چيزى كه به هنگام پايان روز و دخول شب تحقق مىيابد.