تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - نكته چگونگى آفرينش آدم از خاك
و به اين ترتيب خداوند در اين آيه مهمترين ابزار شناخت را در" ظاهر" و" باطن" وجود انسان بيان كرده است، چرا كه علوم انسانى يا از طريق" تجربه" بدست مىآيد و ابزار آن، چشم و گوش است.
يا از طريق" تحليلها و استدلالهاى عقلى" و وسيله آن، عقل و خرد است كه در قرآن از آن به" افئده" تعبير شده، حتى دركهايى كه از طريق وحى يا اشراق و شهود بر قلب انسان صورت مىگيرد، باز بوسيله همين" افئده" مىباشد.
اگر اين ابزار شناخت از آدمى گرفته شود، ارزش وجودى او تا سر حد يك مشت سنگ و خاك سقوط مىكند، و به همين دليل در پايان آيه مورد بحث انسانها را به مساله شكرگزارى اين نعمتهاى بزرگ توجه مىدهد و مىگويد:
كمتر شكر او را بجا مىآوريد، اشاره به اينكه هر قدر شكر اين نعمتهاى بزرگ را بجا آوريد باز كم است!.
نكته: چگونگى آفرينش آدم از خاك
گرچه در آيات مختلف قرآن گاه سخن از آفرينش انسان از" گل" است (مانند آيات فوق) و مانند آنچه در داستان آدم و ابليس در سوره اسراء آيه ٦١ آمده است فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً:" همه فرشتگان براى آدم سجده كردند جز ابليس، گفت:" آيا من براى موجودى سجده كنم كه از گل آفريده شده است"؟ (سوره اسراء آيه ٦١).
و گاه سخن از آفرينش از" آب" مانند وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍ (انبياء- ٣٠).
ولى پيدا است كه همه اينها به يك مطلب باز مىگردد، حتى در آنجا كه سخن از آفرينش آدم از" تراب" (خاك) است، مانند إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ