تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - تفسير ندامت و تقاضاى بازگشت
كند، در آيه بعد مىافزايد:" اگر ما مىخواستيم به هر انسانى (اجبارا) هدايت لازمش را مىداديم" (وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها).
مسلما ما چنين قدرتى داريم، ولى ايمانى كه از طريق اجبار و الزام ما تحقق يابد ارزش چندانى ندارد، اراده ما بر اين تعلق گرفته است كه نوع انسان را به اين افتخار نائل كنيم كه" مختار" باشد، و راه تكامل را با پاى خويش بسپرد.
لذا در پايان آيه مىفرمايد:" من آنها را آزاد گذاردم ولى مقرر كردهام كه دوزخ را از انسانهاى بى ايمان و گنهكار از جن و انس همگى پر كنم" (وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ).
آرى آنها با سوء اختيار خود اين راه را طى كردهاند و مستحق مجازاتند، و ما هم اراده قاطع داريم بر اينكه دوزخ را از آنان پر كنيم.
با توجه به آنچه در بالا گفتيم و با توجه به صدها آيه قرآن كه انسان را موجودى مختار و صاحب اراده، و مكلف به تكاليف و مسئول در برابر اعمال خويش، و قابل هدايت بوسيله پيامبران و تهذيب نفس و خودسازى، مىداند، هر گونه توهم دائر بر اينكه آيه فوق دليل بر جبر است- آن چنان كه فخر رازى و امثال او پنداشتهاند- منتفى مىشود.
ممكن است جمله قاطع و كوبنده فوق اشاره به اين باشد كه مبادا تصور كنيد، رحمانيت و رحيميت خداوند، مانع از مجازات مجرمان آلوده و ستمگر است، مبادا به آيات رحمت مغرور شويد و خود را از مجازات الهى معاف بشمريد كه رحمت او جايى دارد و غضب او جايى.
او مسلما- مخصوصا با توجه به لام قسم در جمله" لأملأن" و نون تاكيد در آخر آن- به اين وعده خود وفا خواهد كرد، و دوزخ را از اين دوزخيان پر مىكند، كه اگر نكند بر خلاف حكمت است.