تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - تفسير طرق مختلف بيدار سازى الهى
تكيه بر اين سه موضوع (گوش و چشم و عقل) به خاطر آن است كه ابزار اصلى شناخت انسان اين سه مىباشد، مسائل حسى را غالبا از طريق چشم و گوش درك مىكند و مسائل غير حسى را به وسيله نيروى عقل.
براى پى بردن به اهميت اين دو حس ظاهر (بينايى و شنوايى) كافى است كه حالتى را كه به انسان بر اثر فقدان اين دو دست مىدهد در نظر بگيريم كه تا چه حد دنياى او محدود و خالى از هر گونه نور و روشنايى، بيدارى و آگاهى مىگردد حتى بر اثر فقدان اين دو عملا بسيارى ديگر از حواس خود را از دست مىدهد زبان و گويايى كه در آغاز از طريق شنوايى به كار مىافتد و رابط ميان انسان و ديگران است ديگر كارى از او ساخته نيست (كرهاى مادر زاد هميشه لالند با اينكه زبانشان عيب و آفتى ندارد).
و به اين ترتيب اين دو حس، كليد عالم محسوساتند، سپس نوبت به عقل مىرسد كه كليد جهان ما وراء حس و عالم ما وراى طبيعت است، و در عين حال مامور نقادى، نتيجهگيرى، جمع بندى و تعميم و تجزيه در فرآوردههاى آن دو حس است.
آيا كسانى كه اين سه وسيله بزرگ شناخت را سپاس نگويند درخور سرزنش و ملامت نيستند؟ و آيا دقت در ريزهكاريهاى اين سه وسيله مؤثر كافى نيست كه انسان را به خالق آنها آشنا سازد؟
و اگر نعمت گوش و چشم، در آيه فوق بر عقل مقدم داشته شده دليلش روشن