تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - تفسير طرق مختلف بيدار سازى الهى
و نعمت بيدار نشدند از اين راه بيدار شوند، ولى اين كار نيز در آنها مؤثر نيست، زيرا" ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختيم اما آنها نه در برابر پروردگارشان تواضع و انقيادى نشان دادند و نه به درگاه او توجه و تضرع مىكنند" (وَ لَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ فَمَا اسْتَكانُوا لِرَبِّهِمْ وَ ما يَتَضَرَّعُونَ) [١] تضرع چنان كه پيش از اين هم گفتهايم در اصل از ماده" ضرع" به معنى پستان گرفته شده و" تضرع" دوشنده است، سپس به معنى تسليم آميخته با تواضع و خضوع آمده است.
يعنى اين حوادث دردناك آنها را هرگز از مركب غرور و سركشى و خود- كامگى فرود نياورد و در برابر حق تسليم نشدند.
و اگر در پارهاى از روايات" تضرع" به معنى بلند كردن دستها در هنگام دعا و نماز تفسير شده در واقع بيان يكى از مصداقهاى اين معنى وسيع است.
[١]" استكانوا" از ماده" سكون" به معنى ساكن شدن در هيئت خضوع و خشوع است، و در اين صورت از باب افتعال خواهد بود كه در اصل استكنوا بوده و فتحه كاف اشباع و تبديل به الف و در نتيجه" استكانوا" شده است، و بعضى گفتهاند از ماده كون از باب" استفعال" است به معنى طلب استقرار در مكانى توام با خضوع و خشوع مىباشد، و به هر حال حالت تواضع بنده را در برابر پروردگار منعكس مىكند و اينكه بعضى آن را به معنى دعا ذكر كردهاند به خاطر آن است كه دعا كردن يكى از مصاديق خضوع و تواضع است احتمال سومى نيز وجود دارد كه از ماده كين (بر وزن عين) از باب استفعال باشد زيرا اين ماده به معنى خضوع آمده است، و تمام اين معانى قريب الافق مىباشد.