تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٥
و مجازند ولى بالآخره كار شخصى خود را بر كار جمعى مسلمين مقدم داشتهاند و اين خالى از يك نوع ترك اولى نيست [١] و لذا نياز به استغفار دارند (همانند استغفار بر يك عمل مكروه).
ضمنا اين تعبير نشان مىدهد كه تا مىتوانند از گرفتن اجازه خوددارى كنند و فداكارى و ايثار نمايند كه حتى پس از اجازه باز عمل آنها ترك اولى است، مبادا حوادث جزئى را بهانه ترك گفتن اين برنامههاى مهم قرار دهد.
ديگر اينكه آنها به خاطر رعايت ادب در برابر رهبرشان درخور لطف الهى هستند و پيامبر ص به عنوان تشكر از اين عمل براى آنها استغفار مىكند [٢] در عين حال اين دو پاسخ با هم منافاتى ندارد و ممكن است هر دو منظور باشد.
البته اين دستور انضباطى مهم اسلامى مخصوص پيامبر و يارانش نبوده است بلكه در برابر تمام رهبران و پيشوايان الهى اعم از پيامبر و امام و علمايى كه جانشين آنها هستند رعايت آن لازم است، چرا كه مساله سرنوشت مسلمين و نظام جامعه اسلامى در آن مطرح مىباشد، و حتى علاوه بر دستور قرآن مجيد، عقل و منطق نيز حاكم به آن است، زيرا اصولا هيچ تشكيلاتى بدون رعايت اين اصل پا بر جا نمىماند، و مديريت صحيح بدون آن امكان پذير نيست.
عجب اينكه بعضى از مفسران معروف اهل سنت اين آيه را دليل بر جواز اجتهاد و واگذارى حكم به راى مجتهد دانستهاند، ولى ناگفته پيدا است آن اجتهادى كه در مباحث اصول و فقه مطرح است مربوط به احكام شرع است نه مربوط به موضوعات، اجتهاد در موضوعات قابل انكار نيست، هر فرمانده لشكر، هر رئيس اداره و هر سرپرست گروهى به هنگام تصميمگيرى در مسائل اجرايى و موضوعات
[١]" تفسير فخر رازى" و" روح المعانى" و" تفسير قرطبى" ذيل آيات مورد بحث.
[٢]" تفسير فخر رازى" ذيل آيات مورد بحث.