تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤ - تفسير كوتاهى عمر اين جهان
آفريدهايم، و به سوى ما باز گشت نخواهيد كرد"؟! (أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ).
اين جمله كوتاه و پر معنى يكى از زندهترين دلائل رستاخيز و حساب و جزاى اعمال را بيان مىكند، و آن اينكه اگر راستى قيامت و معادى در كار نباشد زندگى دنيا عبث و بيهوده خواهد بود، زيرا زندگى اين جهان با تمام مشكلاتى كه دارد و با اينهمه تشكيلات و مقدمات و برنامههايى كه خدا براى آن چيده است اگر صرفا براى همين چند روز باشد بسيار پوچ و بى معنى مىباشد، چنان كه در نكتهها شرح داده خواهد شد.
در واقع كسى كار پوچ و بى هدف مىكند كه جاهل و ناگاه، يا ضعيف و ناتوان، يا ذاتا وجودى باطل و بيهوده باشد، اما خداوندى كه جامع تمام صفات كماليه است (اللَّهُ).
خداوندى كه فرمانروا و مالك همه عالم هستى است (الْمَلِكُ).
و خداوندى كه حق است و جز حق از او صادر نمىشود (الْحَقُ) چگونه ممكن است آفرينش او عبث و بى هدف باشد.
و اگر تصور شود كه ممكن است كسى او را از رسيدن به هدفش باز دارد با جمله لا إِلهَ إِلَّا هُوَ (هيچ خدايى جز او نيست) آن را نفى مىكند و با تاكيد بر ربوبيت خداوند (رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ) كه مفهومش مالك مصلح است هدفدار