تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - تفسير كوتاهى عمر اين جهان
بودن جهان را مشخصتر مىسازد.
خلاصه اينكه در اين آيه علاوه بر ذكر كلمه" اللَّه" كه خود اشاره اجمالى به تمام صفات كماليه خدا است بر چهار صفت به طور صريح تكيه شده: مالكيت و حاكميت خدا، سپس حقانيت وجود او، و ديگر عدم وجود شريك براى او، و سرانجام مقام ربوبيت، و اينها همه دليلى است بر اينكه او كارى بى هدف انجام نمىدهد و دنيا و انسانها را عبث نيافريده است.
كلمه" عرش" چنان كه قبلا هم اشاره كردهايم اشاره به مجموعه جهان هستى است كه در حقيقت تحت حكومت خداوند محسوب مىشود (زيرا عرش در لغت به معنى تختهاى پايه بلند مخصوصا تخت حكومت زمامداران است، و اين تعبير كنايهاى است از قلمرو حكومت پروردگار) براى توضيح بيشتر در باره معنى عرش در قرآن مجيد به جلد ششم تفسير نمونه صفحه ٢٠٤ به بعد (ذيل آيه ٥٤ سوره اعراف) مراجعه فرمائيد.
و اما اينكه" عرش" توصيف به" كريم" شده است به خاطر اين است كه واژه" كريم" در اصل به معنى شريف و پرفايده و نيكو است و از آنجا كه عرش پروردگار داراى اين صفات است توصيف به كريم شده است.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه توصيف به" كريم" مخصوص وجود عاقل مانند خداوند يا انسانها نيست، بلكه به غير آن نيز در لغت عرب گفته مىشود چنان كه در سوره حج ذيل آيه ٥٠ در مورد مؤمنان صالح مىخوانيم: لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ:" براى آنها آمرزش و روزى كريم (پر ارزش و پر بركت) است" و به طورى كه راغب در مفردات مىگويد: اين صفت در مورد نيكيهاى كوچك و كم اهميت گفته نمىشود بلكه مخصوص مواردى است كه خير و نيكى پر اهميتى وجود دارد.