ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٣٨ - رواياتى در ذيل جمله و ما علمتم من الجوارح مكلبين مربوط به صيد با سگ شكارى
و رسول خدا ٦ ندانست چه جوابى به او بدهد، تا آن كه آيه سوره مائده نازل شد كه:(تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ)[١] مؤلف: در معناى اين روايت اخبارى ديگر هست، ولى همان اشكالى كه در روايات قبلى بود به اين روايت نيز وارد است، و ظاهرا اين روايات و هر روايت ديگرى كه در معناى آنها باشد نظريه راويان است، كه خواستهاند حوادث را بر آيه شريفه تطبيق دهند، نه اينكه واقعا آيه شريفه در چنين داستانى نازل شده باشد تازه در همين تطبيق دادنشان هم راه درستى نرفتهاند، و ظاهرا اصحاب رسول خدا ٦ گفتهاند: كه سگها چنين و چنان شكار مىكنند و خوب است يك قاعده كلى بدست ما بدهيد تا بفهميم حلال از شكار سگها كدام است و حرامش كدام؟ رسول خدا ٦ در پاسخ آنان به اين آيه تمسك كرده كه در آن سؤال آنان را مطرح كرده و قاعده كلى هم دست داده و رسول خدا ٦ بعد از خواندن آيه شريفه پاسخ آنان را در خصوص مساله مورد سؤالشان را داده، اين آن مقدارى است كه از لحن آيه استفاده مىشود.
در كافى به سند خود از حماد از حلبى از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: در كتاب على (ع) در ذيل جمله:(وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ) آمده كه منظور از جوارح تنها سگها هستند.[٢] مؤلف: اين روايت را عياشى نيز در تفسير خود از سماعة بن مهران از آن جناب نقل كرده است.[٣] و در همان كتاب از ابن مسكان از حلبى نقل كرده كه گفت: امام صادق (ع) فرمود: پدرم فتوا مىداد و در فتوا دادن احتياط مىكرد، ما نيز در خصوص شكار بازها و عقابها مىترسيديم فتوا بدهيم، ليكن امروز ديگر هيچ ترسى نداريم، مىگوئيم شكار اين مرغان شكارى حلال نيست، مگر آنكه برسيد و شكار آنها را ذبح كنيد، زيرا در كتاب على (ع) آمده كه در ذيل جمله:(وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ) فرموده:
مقصود از جوارح خصوص سگها است، و شامل بازها و عقابها نمىشود.[٤]
[١] در المنثور ج ٢ ص ٢٦٠.
[٢] فروع كافى ج ٦ ص ٢٠٢ ح ١.
[٣] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٩٤ ح ٢٨.
[٤] فروع كافى ج ٦ ص ٢٠٧ ح ١.